حسين بن منصور الحلاج ( مترجم : قاسم مير آخورى )

29

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى )

لاهوت عبارت است از ذات تجزيه‌ناپذيرى كه تعلق به خداى متعال دارد و اين جهان الهى را لاهوت ناميده‌اند . ناسوت عبارت است از بشريت قبل از تكوين و پيش از آفرينش افراد و اشخاص يعنى زمانى كه انسان در جايگاه شاهد القدم بود : لاهوت ، الوهيت ، غير قابل شركت و شريك ؛ كه موجب حيات و بقاى ذرات است و ناسوت همان صورت تعيين شده به توسط كلام الهى قبل از هر خلقتى است ، همان كسوه و لباس افتخار ، شاهد مطلق كه به وسيلهء بانگ روح ناطقه به ميثاق سوگند خورد و حكم نهايى را صادر خواهد كرد . « 1 » در كتاب طواسين ، ضمن بيان اين مطلب كه نخستين چيزى كه خداوند آفريد ، اشياى شش‌گانه بوده و اين اشياء خود برحسب وجوه شش‌گانه ديگرى كه موجب تعادل جهان شد ، آفريده شده‌اند ، مىنويسد : آنچه خدا نخست خلق كرد شش چيز برحسب شش وجه مىباشد كه عبارت‌اند از : طرح آغازين ( مشيّت ) ، نفس ، روح ، صورت ، حروف صامت ( اجوف ) و در مرتبهء ششم اسماء را آفريده و اشياى شش‌گانه - نور ، رنگ ، طعم ، رايحه ، طول زمان و مقدار است و آن شش صورت تعادل كه موجب تقدير جهان گشت - ظلمت يا عماء ، نور ، حركت ، سكون ، وجد و عدم بود . « 2 » حلاج معتقد است كه خداوند به واسطهء نيروى عظيم و غيرقابل تصور به آفرينش هستى پرداخت . اين نيرو به صورت بارقه‌اى از آتش كه نمادى از اراده و قدرت پروردگار عالم است براى آفرينش هستى درخشيد و جهان را پديد آورد : او به ماقبل ازليت نگريست و صورتى به وجود آورد . اين صورت همان تصوير ذات خداست و چون آفريدگار در چيزى بنگرد در آن چيز تصوير خود را براى ابديت باقى و جاويدان مىگذارد . « 3 » در تجربهء صوفيانه عارف ، عشق موجب آفرينش هستى است . چون محبت ، صفت ذات حق است كه از عالم امر پديدار گشته است : محبّت اصلى . . . صفت قديم است ، حق بدان صفت موصوف است ازلا و ابدا و چون

--> ( 1 ) . عرفان حلاج ، ص 135 . ( 2 ) . همان ، ص 161 . ( 3 ) . مذهب حلاج ، ص 151 و شرح شطحيات ، ص 443 .